مقدمه
1. The Purpose of this Code of Conduct
The IRANI Code of Conduct is written to ensure that the path of living and collaborating in this collective movement remains clear, trustworthy, and centered on ethical principles. This text is not meant to control; it is meant to care for the safe, creative, and constructive space of the IRANI campaign. It is not intended to limit, but to foster synergy and sustain dialogue.
In a world where the speed and pressure of decisions can sometimes erode principles, this Code serves as a reminder: every executive step we take, even every economic decision, carries cultural meaning and a human message. This document is the bridge between the philosophy of our Manifesto and our daily conduct.
2. The Relationship Between the Code of Conduct and the IRANI Manifesto
The IRANI Manifesto is our foundational and cognitive narrative; it defines who we are and what we believe. This Code of Conduct, however, is its practical translation the stage upon which we manifest that narrative through our behavior.
In other words, the Manifesto describes the IRANI ideal; the Code of Conduct defines the ethics of achieving it.
If the Manifesto is the lighthouse that illuminates the destination, the Code of Conduct is the roadmap that specifies our direction and method of travel in the real-world arena of life and business. Therefore, these two texts are not separate. Like two wings, they maintain the balance of our collective movement, ensuring that whenever necessary, we can easily and clearly answer the "what, why, and how" of our actions.
3. The Need for a Collective Ethos in the Campaign
The IRANI campaign is not an individual endeavor. It is a conscious effort to build a larger "Us" one that is more resilient, creative, and unified. Our history and shared experience have taught us that in the absence of a shared and transparent ethical disposition, any collective movement becomes easily vulnerable.
The IRANI campaign is built on the compassionate collaboration of hundreds of individuals, brands, artists, and citizens. This diversity, while a source of our strength, can also be a source of friction. This Code of Conduct puts our unwritten pact into words: how we manage disagreements with respect, how we safeguard our shared name, and how we navigate the boundary between creative freedom and social responsibility. This ethos is the guarantor of our cultural health and ethical credibility.
4. On the Word "Marām" (Ethos) in Iranian Culture
In Iranian culture, "Marām" is a concept deeper than a set of rules or bylaws. "Marām" is an internal pact, a voluntary ethical disposition; it is a symbol of chivalry (Javānmardi), fairness, and magnanimity. In our literature, a person without "Marām" is one who is disloyal to their roots, while a person of "Marām" is one who, even in hardship, remains true to their bond.
Our choice of this word emphasizes that our commitment to these principles does not stem from external enforcement or supervision. It arises from a conscious decision, rooted in our culture of compassion (Mehrvarzi), and from the responsibility each of us feels towards ourselves, towards others, and towards this land.
۱. هدف از تدوین مرامنامه
مرامنامهی پویش «ایرانی» برای آن نوشته میشود که مسیرِ زیستن و همکاری در این حرکت جمعی روشن، قابل اعتماد و اخلاقمحور بماند. این متن نه برای کنترل، بلکه برای مراقبت از فضای امن، خلاق و سازندهی پویش «ایرانی» است؛ نه برای محدودکردن، بلکه برای همافزایی و تداوم گفتوگوست. در جهانی که سرعت و فشار تصمیمها گاه اصول را میفرساید، مرامنامه یادآورآن است که هر گام اجرایی ما، حتی هر تصمیم اقتصادی ما، معنایی فرهنگی دارد و حامل پیامی انسانی است. این سند، پل میان اندیشهی مانیفست و رفتار روزمرهی ما است.
۲. نسبت مرامنامه با مانیفست «ایرانی»
مانیفست «ایرانی» روایتِ هویتی و شناختی ماست که میگوید ما کیستیم و چه میاندیشیم؛ مرامنامه اما، ترجمهی عملی و جلوهگاه چگونگیِ بازتاب روایتمان در رفتار است. به عبارتی، مانیفست، آرمانِ «ایرانی» را توصیف میکند و مرامنامه، اخلاقِ رسیدن به آن آرمان را.
اگر مانیفست چراغیست که مسیر را نشان میدهد، مرامنامه نقشهی راهیست که جهت و شیوهی حرکت را در میدان واقعی زندگی و کاروکسب مشخص میکند. از این رو، این دو متن از هم جدا نیستند بلکه همچون دو بال، تعادل حرکت جمعی ما را حفظ میکنند تا هر زمان لازم شد بتوانیم به سهولت و روشنی به سوالهای «چه، چرا و چگونه»ی خود پاسخ بدهیم.
۳. چرایی نیاز به منش اخلاقی جمعی در پویش
پویش «ایرانی» یک حرکت فردی نیست، بلکه تلاشی آگاهانه برای ساختن یک «ما»ی بزرگتر، تابآور و آفرینشگر است. تاریخ و تجربهی مشترک به ما آموخته که در غیاب یک منش اخلاقیِ مشترک و شفاف، هر حرکت جمعی به سادگی آسیبپذیر میشود. پویش «ایرانی» بر پایهی همکاری مهرورزانهی صدها فرد، برند، هنرمند و شهروند بنا شده است؛ و این تنوع، همانقدر که منبع قدرت است، میتواند منشأ اختلاف هم باشد. مرامنامه، پیمانِ نانوشته را مکتوب میکند: که ما چگونه اختلاف نظرها را با احترام مدیریت میکنیم، چگونه از نام مشترکمان پاسداری میکنیم، و چگونه مرز میان آزادی خلاقیت و مسئولیت اجتماعی را میشناسیم. این منش، ضامن سلامت فرهنگی و اعتبار اخلاقی ماست.
۴. نگاهی به واژهی «مرام» در فرهنگ ایرانی
«مرام» در فرهنگ ایرانی، مفهومی عمیقتر از مجموعهای از بایدها و نبایدهاست؛ «مرام» پیمانی درونی، منش اخلاقیِ داوطلبانه، و نماد عیاری، انصاف و جوانمردی است. در ادبیات ما، انسان بیمرام کسیست که به ریشهی خود بیوفاست، و صاحب مرام، کسیست که در سختی هم بر عهد خود میماند. انتخاب این واژه تأکیدی است بر اینکه تعهد ما به این اصول، نه از سر اجبار یا نظارت بیرونی، بلکه برخاسته از یک تصمیم آگاهانه، ریشهدار در فرهنگ مهرورزی، و مسئولیتی است که هر یک از ما در قبال خود، دیگری و این سرزمین احساس میکنیم.
هویت و مأموریت
1. "IRANI" as a Collective Narrative and Cultural Emblem
It is a cultural emblem that can be joined and a collective narrative currently being written. This emblem symbolizes the redefinition of "being Iranian" into "living as IRANI" as a conscious act. IRANI seeks to build a common language between culture, the economy, and society. This cultural emblem is not a tool of ownership, but a platform for interaction and trust between businesses and the people.
Our mission is to create a platform for the gathering of all creators who wish to forge a new path toward prosperity and flourishing (Ābadāni) from amidst shared wounds and constraints. This creativity manifests in two key domains: "Business" as the living practice of this narrative within the economy and social interactions, and "Citizenship" as the active, conscious, and responsible commitment of each of us to participate in writing and safeguarding this shared story.
2. The Three Pillars of the Campaign: Market Wisdom, Theoretical Wisdom, Identity Wisdom
The foundation of this movement rests on three pillars of wisdom (Kherad), ensuring we neither remain in our museum-ified past nor become passive imitators of others. Practical Market Wisdom is the knowledge born from the real-world experience of Iranian businesses, familiar with our present-day realities. Theoretical and Academic Wisdom is the structural perspective of social science and philosophy experts for a deep understanding of culture and communication. Identity Wisdom is the deep-rooted understanding derived from our rich history, art, and literature. This Code of Conduct is the meeting point of these three wisdoms.
3. The Boundary Between Individual Ownership and Collective Responsibility
The IRANI campaign grants all its members the freedom to create and reimagine, yet it also serves as a reminder that every individual action within this movement carries a collective message. A logo, a narrative, or a product released under the IRANI name is not just a personal expression; it is part of our shared identity. Therefore, respecting our collective values and adhering to the principles of this Code creates a new form of ethical ownership one that lies between freedom and responsibility, between creativity and commitment. IRANI is neither a brand monopoly nor an unregulated free-for-all; it is an ecosystem built on mutual trust and cultural self-regulation.
۱. «ایرانی» بهعنوان یک روایت جمعی و نشان فرهنگی
یک نشان فرهنگیِ قابل پیوستن و یک روایت جمعیِ در حال نگارش است. این نشان، نمادِ بازتعریف «ایرانی بودن» به «ایرانی زیستن» به مثابه یک فعل آگاهانه است. «ایرانی» میخواهد زبان مشترکی میان فرهنگ، اقتصاد و جامعه بسازد. این نشان فرهنگی، ابزار مالکیت نیست، بلکه بستر تعامل و اعتماد میان کاروکسبها و مردم است. مأموریت ما، ایجاد بستری برای گردهمایی تمام آفرینشگرانی است که میخواهند از میانهی ممنوعیتها و زخمهای مشترک، راهی نو به سوی رونق و آبادانی بیافرینند. این آفرینشگری در دو ساحت کلیدی تجلی مییابد: «کاروکسب» به مثابه تمرینِ زندهی این روایت در بستر اقتصاد و تعاملات اجتماعی، و «شهروندی» به مثابه تعهد فعال، آگاهانه و مسئولانهی تکتک ما برای مشارکت در نگارش و پاسداری از این داستان مشترک.
۲. سه رکن پویش: خرد بازار، خرد نظری، خرد هویتی
شالودهی این حرکت بر سه خرد استوار است تا اطمینان یابیم که نه در گذشتهی موزهای خود میمانیم و نه مقلد منفعل دیگران میشویم. خردِ عملیِ بازار، دانشِ برخاسته از تجربهی واقعی کاروکسبهای ایرانی و آشنا با واقعیتهای امروز ماست. خردِ نظری و آکادمیک، نگاه ساختاری متخصصان علوم اجتماعی و فلسفه برای درک عمیق فرهنگ و ارتباطات است. خردِ هویتی، شناخت ریشهدار حاصل از تاریخ، هنر و ادبیات غنی ماست. این مرامنامه، نقطهی تلاقی این سه خرد است.
۳. مرز میان مالکیت فردی و مسئولیت جمعی
پویش «ایرانی» به همهی اعضایش آزادی خلاقیت و بازآفرینی میدهد، اما در عین حال یادآور است که هر کنش فردی در بستر این حرکت، پیام جمعی دارد. لوگو، روایت یا محصولی که با نام «ایرانی» منتشر میشود، تنها بیان فردی نیست؛ بخشی از چهرهی مشترک ماست. از اینرو، احترام به ارزشهای جمعی و پایبندی به اصول مرامنامه، شکل تازهای از مالکیت اخلاقی را ایجاد میکند، جایی میان آزادی و مسئولیت، میان خلاقیت و تعهد. «ایرانی» نه انحصار برند است و نه رهاشدگیِ بیقاعده، بلکه اکوسیستمی است بر پایهی اعتماد متقابل و خودنظارتی فرهنگی.
اصول بنیادین
1. Freedom of Creativity and the Right to Reimagine
The IRANI campaign is built on the belief that a living culture is always in flux; it can only flourish through freedom, creativity, and reimagination. Every individual, artist, or business has the right to interpret and recreate the IRANI emblem, narrative, or visual expression in their own language, provided that its shared spirit compassion (Mehrvarzi), honesty, and quality—is preserved.
In this movement, creative ownership is not monopolized by anyone; it is in service of our collective life. This principle reminds us that every new work is the continuation of a dialogue that generations have partaken in building. We consciously avoid the "monopolization of meaning," because we believe the IRANI narrative is not kept alive by homogenization, but by the creative and responsible multiplication of this concept by thousands of independent storytellers.
2. Strength in Diversity and Harmony
The strength of the IRANI campaign lies not in the uniformity of its voices, but in the harmony of its differences. We not only welcome diversity in perspectives, tastes, methods, and businesses; we consider it a strategic necessity for our "resilience" (Tāb-āvari). A mono-vocal cultural or economic ecosystem is fragile and vulnerable; but an ecosystem that feeds on diversity will be rich, creative, and sustainable.
IRANI is the umbrella that recognizes this diversity. "Harmony" in this campaign does not mean agreement on "tools" or "styles." It means agreement on our shared "ideal" (compassion, flourishing, quality) and the "foundational principles" of this Code of Conduct.
3. Boundaries of Respect and Cultural Safety
To remain sustainable, every collective movement requires ethical and cultural boundaries. In the IRANI campaign, freedom of expression and creativity coexists with the principle of mutual respect. We abstain from direct entry into divisive political conflicts or any domain that could create security risks for members, violate the country's current laws, or deviate from the campaign's core mission.
This abstention stems from a "commitment to the mission" and the protection of the principle of "building." Our clear boundaries are: absolute respect for human dignity, the rejection of all forms of discrimination (based on ethnicity, religion, gender, orientation, or belief), the avoidance of hate speech, and the protection of the cultural and social safety of all members who have joined this campaign in good faith.
4. Roots and Innovation, Hand-in-Hand
IRANI is the bridge between roots and innovation; between historical memory and the audacity to recreate. Our relationship with the past is that of a "tree" to its "roots": we "activate" the past as a source of wisdom, inspiration, and identity. For us, roots do not imply stagnation; they are a source of inspiration for new fruit. This principle reminds us that true progress occurs when, instead of repeating the past or uncritically imitating the world, we create our own indigenous and creative narrative.
5. Collective Responsibility in Every Decision and Action
Joining this campaign is a formal declaration of the end of "indifference" and "spectatorship." In the IRANI campaign, no decision is neutral. Every small act—from designing packaging to behavior in the workplace, from a conscious purchase to sharing content—is part of the image the world sees of us.
Therefore, responsibility does not rest solely on managers or designers; every member of this network is a guardian of this movement's credibility and authenticity. Instead of control systems, we rely on collective conscience, transparency, and mutual feedback. Collective responsibility means knowing that every individual action is a link in the chain of public trust. This trust is our true capital.
۱. آزادی خلاقیت و حق بازآفرینی
پویش «ایرانی» بر این باور است که فرهنگ زنده، همواره در حال دگرگونی است؛ و تنها از خلال آزادی، خلاقیت و بازآفرینی میتواند بالنده بماند. هر فرد، هنرمند، یا کاروکسب حق دارد نشان، روایت، یا بیان بصری «ایرانی» را به زبان خود تفسیر و بازآفرینی کند، بهشرط آنکه روح مشترک آن یعنی مهرورزی، صداقت و کیفیت حفظ شود. در این حرکت، مالکیت خلاقیت در انحصار هیچکس نیست، در خدمت زیستِ جمعی است. این اصل یادآور میشود که هر اثر تازه، ادامهی گفتوگویی است که نسلها در ساختنش شریک بودهاند. ما آگاهانه از «انحصارِ معنا» پرهیز میکنیم، چرا که باور داریم روایت «ایرانی» نه در یکشکلسازی، که در تکثیر خلاقانه و مسئولانهی این مفهوم توسط هزاران راوی مستقل جان میگیرد و زنده میماند.
۲. قدرت در تنوع و همصدایی
قدرت پویش «ایرانی» در یکسانی صداها نیست، در هارمونیِ تفاوتها است. ما از تنوع نگاهها، سلیقهها، روشها و کاروکسبها نه تنها استقبال، بلکه آن را یک ضرورت استراتژیک برای «تابآوری» میدانیم. یک اکوسیستم فرهنگی یا اقتصادیِ تکصدایی، شکننده و آسیبپذیر است؛ اما اکوسیستمی که از گوناگونی تغذیه میکند، غنی، خلاق و پایدار خواهد بود. «ایرانی» چتری است که این گوناگونی را به رسمیت میشناسد. «همصدایی» در این پویش به معنای توافق بر سر «ابزار» یا «سبک» نیست، بلکه به معنای توافق بر سر «آرمان» مشترک (مهرورزی، آبادانی، کیفیت) و «اصول بنیادین» این مرامنامه است.
۳. مرزهای احترام و امنیت فرهنگی
هر حرکت جمعی برای پایدار ماندن، نیازمند مرزهای اخلاقی و فرهنگی است. در پویش «ایرانی»، آزادی بیان و خلاقیت با اصل احترام متقابل همزیستاند. ما از ورود مستقیم به منازعات سیاسیِ تفرقهافکن یا هر حوزهای که منجر به ایجاد خطر امنیتی برای اعضا، نقض قوانین جاری کشور، یا انحراف از مأموریت اصلی پویش شود، پرهیز میکنیم. این پرهیز، از سر «تعهد به مأموریت» و حفاظت از اصلِ «ساختن» است. مرزهای روشن ما عبارتند از: احترام مطلق به کرامت انسانی، نفی هرگونه تبعیض (بر اساس قومیت، مذهب، جنسیت، گرایش یا باور)، پرهیز از نفرتپراکنی، و حفاظت از امنیت فرهنگی و اجتماعی تمام اعضایی که با اعتماد به این پویش پیوستهاند.
۴. ریشه و نوآوری در کنار هم
«ایرانی» پلی است میان ریشه و نوآوری؛ میان حافظهی تاریخی و جسارتِ بازآفرینی. نسبت ما با گذشته، نسبتِ «ریشه» با «درخت» است، ما گذشته را به عنوان منبع خرد، الهام و هویت، «فعال» میکنیم. ریشه برای ما به معنای ایستایی نیست، بلکه منبع الهام برای ثمر تازه است. این اصل یادآور میشود که پیشرفت واقعی، زمانی رخ میدهد که بهجای تکرارِ گذشته یا تقلیدِ بیچونوچرا از جهان، روایت بومی و خلاق خود را بیافرینیم.
۵. مسئولیت جمعی در هر تصمیم و کنش
پیوستن به این پویش، اعلام رسمیِ پایانِ «بیتفاوتی» و «تماشاگر بودن» است. در پویش «ایرانی»، هیچ تصمیمی خنثی نیست. هر عمل کوچک از طراحی یک بستهبندی تا رفتاری در محیط کار، از خرید آگاهانه تا بازنشر یک محتوا بخشی از تصویری است که جهان از ما میبیند. بنابراین، مسئولیت تنها بر دوش مدیران یا طراحان نیست؛ هر عضو این شبکه، حافظِ اعتبار و اصالت این حرکت است. ما به جای نظامهای کنترلگر، بر وجدان جمعی، شفافیت و بازخورد متقابل تکیه داریم. مسئولیت جمعی یعنی بدانیم هر اقدام فردی، حلقهای از زنجیرهی اعتماد عمومی است. این اعتماد، سرمایهی واقعی ماست.
ارزشهای محوری
1. Compassion (Mehrvarzi) and Fairness in Conduct
"Compassion" (Mehrvarzi) is the beating heart of this Code of Conduct and our guiding principle in all behaviors. Every action, decision, and word must be founded on respect, mutual understanding, and fairness. In business, compassion means seeing the "human": whether it is a customer, an employee, or a competitor. This value is the root of public trust and the foundation of every sustainable relationship. Wherever compassion is forgotten, trust is eroded, and without trust, no business and no community can remain resilient. We commit to replacing destructive competition with "mutual care" in our relationships.
2. Transparency in Word and Deed
Transparency means eliminating the duality between appearance and substance, between speech and action; it means avoiding intentional ambiguity. A business committed to the IRANI campaign strives to be as transparent as possible with its customers and colleagues about its processes, raw materials, pricing, and policies. A committed citizen also acts transparently in their feedback and participation. We believe that transparency dispels fear and opens the way for deeper collaboration.
3. Honesty in Production, Sales, and Communication
Honesty is our commitment to the "truth" in the product and service we provide. This value stands in direct opposition to any form of deception, false exaggeration, or promises that cannot be fulfilled. A product bearing the IRANI emblem is what it claims to be. A service rendered is the one that was promised. Honesty in communication also means ethical marketing, refraining from concealing key weaknesses, and accepting responsibility for mistakes. IRANI is not a name to exploit public trust; it is a pact to return to integrity.
4. Solidarity Between People and Businesses
This campaign is built on the foundation of a "shared fate." We move beyond the confrontational mindset of "consumer versus producer" and embrace a model of "partnership" and "solidarity." IRANI businesses are not merely pursuing profit; they see themselves as the living embodiment of society's narrative and accountable to its needs. In return, citizens, through "responsible purchasing" and "conscious participation," contribute to the sustainability and prosperity of these businesses not just as buyers, but as active "guardians" and "allies." This is an ecosystem of mutual care, where the success of each part is the success of the whole.
5. Commitment to Quality and Sustainability
The IRANI emblem is not a license to offer a weak product or service under the pretext of it "being local." On the contrary, it must be a symbol of "commitment to excellence" and "real value creation." Quality is respect for the customer, respect for resources, and respect for the IRANI narrative itself. We are committed to continuous improvement. Alongside quality stands "Sustainability"; this means taking a long-term view of business, avoiding waste, protecting the environment, and ensuring that our growth today does not come at the expense of our children's resources tomorrow.
6. Flourishing (Ābadāni); A Conscious Effort to Build, Grow, and Improve
"Flourishing" (Ābadāni) is the ultimate vision and goal of all our efforts in this campaign. This word is deeply rooted in our culture and means "to build," "to cultivate," and "to bring prosperity." Every business that is created, every job that is sustained, every high-quality product that enhances life, and every fair interaction that takes place is a step towards the flourishing of this land. This value signifies that our goal is not just "resilience" (Tāb-āvari) and survival, but to generate "prosperity" (Rounagh) and make a conscious effort for the continuous improvement of all our lives.
۱. مهرورزی و انصاف در رفتار
«مهرورزی»، قلب تپندهی این مرامنامه و اصل راهنمای ما در تمام رفتارهاست. هر کنش، تصمیم و گفتار ما باید بر پایهی احترام، درک متقابل و انصاف استوار باشد. در کاروکسب، مهرورزی یعنی دیدنِ «انسان»؛ چه مشتری باشد، چه کارمند و چه رقیب. این ارزش، ریشهی اعتماد عمومی و زیربنای هر رابطهی پایدار است. هر جا که مهرورزی فراموش شود، اعتماد از میان میرود و بدون اعتماد، هیچ کاروکسبی و هیچ جامعهای تابآور نمیماند. ما متعهد میشویم که در روابط خود، «مراقبت متقابل» را جایگزین رقابت مخرب کنیم.
۲. شفافیت در گفتار و عمل
شفافیت یعنی حذف دوگانگی میان ظاهر و باطن، گفتار و کردار؛ یعنی پرهیز از ابهامِ عمدی. کاروکسب متعهد به پویش «ایرانی»، میکوشد تا حد امکان در مورد فرآیندهای خود، مواد اولیه، قیمتگذاری و سیاستهایش با مشتریان و همکاران خود شفاف باشد. شهروند متعهد نیز در بازخوردهای خود و در مشارکتش شفاف عمل میکند. ما باور داریم که شفافیت، ترس را زایل میکند و راه را برای همکاریهای عمیقتر باز مینماید.
۳. صداقت در تولید، فروش و ارتباط
صداقت، تعهد ما به «حقیقت» در محصول و خدمتی است که ارائه میدهیم. این ارزش، مستقیماً در تضاد با هرگونه فریب، بزرگنمایی کاذب، یا وعدههایی است که قابل اجرا نیستند. محصولی که نشان «ایرانی» را حمل میکند، همانیست که ادعا میکند. خدمتی که ارائه میشود، همانیست که وعده داده شده. همچنین صداقت در ارتباطات یعنی بازاریابی اخلاقی، پرهیز از پنهان کردن نقاط ضعف کلیدی، و پذیرش مسئولیت اشتباهات. «ایرانی»، نامی برای سوءاستفاده از اعتماد مردم نیست، بلکه پیمانی برای بازگشت به راستی است.
۴. همبستگی میان مردم و کاروکسبها
این پویش، بر پایهی «همسرنوشت» بودن بنا شده است. ما از تفکر تقابلیِ «مصرفکننده علیه تولیدکننده» عبور میکنیم و به الگوی «مشارکت» و «همبستگی» میرسیم. کاروکسبهای «ایرانی»، تنها به دنبال سود نیستند، بلکه خود را تجلی زندهی روایت جامعه و پاسخگو به نیازهای آن میدانند. در مقابل، شهروندان نیز با «خرید مسئولانه» و «مشارکت آگاهانه»، نه فقط به عنوان یک خریدار، بلکه به عنوان یک «پاسدار» و «همراه» فعال، در پایداری و رونق این کاروکسبها سهیم میشوند. این یک اکوسیستم با مراقبت متقابل است که در آن، موفقیت هر جزء، موفقیت کل است.
۵. تعهد به کیفیت و پایداری
نشان «ایرانی» مجوزی برای ارائهی محصول یا خدمت ضعیف به بهانهی «داخلی بودن» نیست؛ بلکه برعکس، باید نماد «تعهد به تعالی» و «ارزشآفرینی واقعی» باشد. کیفیت، احترام به مشتری، احترام به منابع و احترام به خودِ روایت «ایرانی» است. ما متعهد به بهبود مستمر هستیم. در کنار کیفیت، «پایداری» (Sustainability) قرار دارد؛ یعنی نگاهی بلندمدت به کاروکسب، پرهیز از اسراف، حفاظت از محیط زیست، و اطمینان از اینکه رشد امروز ما، به قیمت نابودی منابع فردای فرزندانمان تمام نمیشود.
۶. آبادانی؛ تلاش آگاهانه برای ساخت، رشد و بهبود
«آبادانی»، چشمانداز نهایی و غایت تمام تلاشهای ما در این پویش است. این واژه، مفهومی عمیقاً ریشهدار در فرهنگ ما و به معنای «ساختن»، «پروراندن» و «بهروزی بخشیدن» است. هر کاروکسبی که ایجاد میشود، هر شغلی که حفظ میگردد، هر محصول باکیفیتی که زندگی را ارتقا میدهد، و هر تعامل منصفانهای که صورت میگیرد، گامی در جهت آبادانی این سرزمین است. این ارزش، به معنای آن است که هدف ما نه فقط «تابآوری» و بقا، بلکه «رونق» بخشیدن و تلاش آگاهانه برای بهبود مستمر زندگی همهی ماست.
تعهدات کاروکسبها
1. Regarding Customers (Honesty, Quality, Respect)
The customer is a "partner" in the IRANI narrative, not merely a sales target. The commitment of businesses to the customer rests on three pillars: Honesty, which means providing correct information, avoiding any deception or exaggeration in advertising, and full transparency about the features of a product or service (The Principle of Honesty). Quality, which means a commitment to providing the best possible value for the time and money the customer invests, and a continuous effort to improve it (The Principle of Commitment to Quality). Respect, which means listening to the customer's voice, providing human-centric support services, accepting responsibility for mistakes, striving to earn their satisfaction in a way that exceeds legal obligations, and seeing their human dignity at all stages of the purchase and beyond.
2. Regarding Employees and Colleagues (Fair Compensation, Humane Environment)
We believe that one cannot represent a narrative of "compassion" (Mehrvarzi) and "flourishing" (Ābadāni) externally while an unfair or inhumane environment prevails internally. The commitment of businesses to employees and colleagues (whether full-time staff, freelancers, or remote partners) includes: Fair and timely compensation, proportional to the labor market norms and the value created by the individual (The Principle of Fairness). The creation of a humane, safe (both physically and psychologically), respectful work environment, free from any discrimination, harassment, or undue mental pressure. An IRANI business is committed to the "growth" of its colleagues and provides a space for their learning and advancement, because their growth is the growth of the business and the growth of the IRANI narrative.
3. Regarding Society and the Environment (Sustainable Development)
We accept that we are responsible for the society in which we grow and the environment from which we benefit. This is not merely an ethical choice; it is a necessity for "sustainability" (The Principle of Commitment to Sustainability) and "flourishing" (The Principle of Ābadāni). Our commitment includes a continuous effort to reduce negative environmental impacts (such as waste reduction, optimal energy consumption), avoid pollution, and move towards responsible production and consumption models. Furthermore, we hold ourselves accountable for the social issues around us and strive, within our means, to have a positive impact on our local community and be diligent in addressing discrimination and inequality.
4. Regarding Other Businesses (Healthy Competition, Cooperation)
Competition in the IRANI ecosystem is constructive because it is a competition for quality, innovation, and providing better service to the customer. In the IRANI campaign, businesses are partners before they are competitors; this is because all share in building the collective image of "being IRANI." We believe that in this campaign, the success of one IRANI business can contribute to the success of others and build a larger market for everyone. The guiding principle for us is the commitment to fair conduct (The Principle of Fairness) with suppliers, distributors, and business partners.
5. Financial and Ethical Transparency in the Value Chain
"Transparency" (The Principle of Transparency) is a fundamental pillar of trust in the IRANI campaign. Although there is no obligation to publicly disclose all financial information, a committed business strives for ethical transparency throughout its "value chain" (from sourcing raw materials to the final sale). This means the business must know where its raw materials come from and under what conditions (e.g., ensuring no child labor is used or serious environmental harm is caused) and must have a clear, defensible logic in its final pricing (based on quality and costs).
۱. نسبت با مشتریان (صداقت، کیفیت، احترام)
مشتری، «شریک» کاروکسب در روایت «ایرانی» است، نه صرفاً هدفِ فروش. تعهد کاروکسبها به مشتری بر سه پایه استوار است: صداقت، به معنای ارائهی اطلاعات درست، پرهیز از هرگونه فریب یا بزرگنمایی در تبلیغات، و شفافیت کامل در مورد ویژگیهای محصول یا خدمت (اصل صداقت). کیفیت، به معنای تعهد به ارائهی بهترین ارزش ممکن در ازای زمان و پولی که مشتری میپردازد و تلاش مستمر برای بهبود آن (اصل تعهد به کیفیت). احترام، به معنای شنیدن صدای مشتری، ارائهی خدمات پشتیبانی انسانی، پذیرش مسئولیت اشتباهات و تلاش برای جلب رضایت او به شیوهای فراتر از تعهدات قانونی، و دیدنِ کرامت انسانی او در تمام مراحل خرید و پس از آن.
۲. نسبت با کارکنان و همکاران (حقوق منصفانه، محیط انسانی)
ما باور داریم که نمیتوان روایتی از «مهرورزی» و «آبادانی» را در بیرون نمایندگی کرد، در حالی که در درون، محیطی غیرمنصفانه یا غیرانسانی حاکم باشد. تعهد کاروکسبها به کارکنان و همکاران (چه نیروی ثابت، چه فریلنسر و چه شرکای دورکار) شامل این موارد است: دستمزد منصفانه و پرداخت بهموقع، متناسب با عرف بازار کار و ارزش خلقشده توسط فرد (اصل انصاف). ایجاد محیط کاری انسانی، امن (چه از نظر فیزیکی و چه روانی)، محترمانه، و به دور از هرگونه تبعiض، آزار یا فشار روانی نامتعارف. چرا که کاروکسب «ایرانی» به «رشد» همکارانش متعهد است و فضا را برای یادگیری و ارتقای آنها فراهم میکند، چرا که رشد آنها، رشد کاروکسب و رشد روایت «ایرانی» است.
۳. نسبت با جامعه و محیط زیست (توسعهی پایدار)
ما میپذیریم که در برابر جامعهای که در آن رشد میکنیم و محیط زیستی که از آن بهره میبریم، مسئولیم. این صرفاً یک انتخاب اخلاقی نیست، بلکه یک ضرورت برای «پایداری» (اصل تعهد به پایداری) و «آبادانی» (اصل آبادانی) است. تعهد ما شامل تلاش مستمر برای کاهش اثرات مخرب زیستمحیطی (مانند کاهش پسماند، مصرف بهینهی انرژی)، پرهیز از آلودگی، و حرکت به سوی الگوهای تولید و مصرف مسئولانه است. همچنین، ما خود را در برابر مسائل اجتماعی اطرافمان مسئول میدانیم و میکوشیم در حد توان، اثری مثبت بر جامعهی محلی خود داشته باشیم و در رفع تبعیضها و نابرابریها کوشا باشیم.
۴. نسبت با سایر کاروکسبها (رقابت سالم، همکاری)
رقابت در اکوسیستم ایرانی سازنده است چرا که رقابت بر سر کیفیت، نوآوری و ارائهی خدمات بهتر به مشتریست. در پویش «ایرانی»، کاروکسبها پیش از رقابت شریک یکدیگرند؛ زیرا همه در ساختن تصویر جمعی «ایرانی» بودن سهیماند. ما بر این باوریم که در این پویش، موفقیت یک کاروکسب «ایرانی» میتواند به موفقیت دیگران کمک کند و بازاری بزرگتر برای همگان بسازد. اصل برای ما تعهد به رفتار منصفانه (اصل انصاف) با تأمینکنندگان، توزیعکنندگان و همکاران تجاریست.
۵. شفافیت مالی و اخلاقی در زنجیرهی ارزش
«شفافیت» (اصل شفافیت)، یکی از ارکان اساسی اعتماد در پویش «ایرانی» است. اگرچه الزامی به افشای عمومی تمام اطلاعات مالی وجود ندارد، اما کاروکسب متعهد، میکوشد در «زنجیرهی ارزش» خود (از تأمین مواد اولیه تا فروش نهایی) شفافیت اخلاقی داشته باشد. این به معنای آن است که کاروکسب باید بداند مواد اولیهاش از کجا و تحت چه شرایطی تأمین میشود (مثلاً، اطمینان از عدم استفاده از کودکان کار یا آسیب جدی به محیط زیست) و در قیمتگذاری نهایی خود، منطقی شفاف و قابل دفاع (مبتنی بر کیفیت و هزینهها) داشته باشد.
تعهدات شهروندان و مصرفکنندگان
1. Responsible and Conscious Consumption
This is the intersection of "market" and "culture"; the point where a "citizen" transcends their demographic identity and becomes a "conscious actor" in redefining the IRANI narrative. Responsible consumption means being aware of what we buy, from whom we buy, and why. Because every "purchase" is a political, cultural, and ethical act. This awareness means asking questions; asking about the story behind the product, the production process, the raw materials, and its impact on our health and the environment (The Principle of Commitment to Sustainability). Every rial we spend is a vote cast for a certain kind of present and future; we commit to casting our vote in favor of fairness, health, and the IRANI way of life.
2. Supporting "IRANI" Work and Production
Supporting IRANI work and production means consciously choosing goods, services, and art created in alignment with the values of the Manifesto and this Code of Conduct: honestly, with quality, and humanely. This support takes many forms from direct purchase to promotion and sharing, from constructive criticism to respectful feedback. With these actions, we not only protect the livelihood of others but also help sustain the cycle of hope and resilience (Tāb-āvari) in society. Supporting IRANI production means participating in our collective flourishing (Ābadāni). We consciously choose to circulate our social and economic capital (time, money, attention) where it aligns with the values of "compassion" (Mehrvarzi) and "fairness" (The Principle of Fairness).
3. Choosing Based on Value, Not Just Price
Our commitment to this campaign is an invitation to rethink the concept of "value." In a world where decisions are often measured by numbers, the IRANI citizen also looks at the intrinsic values of a good or service. Choosing based on value means paying attention to honesty, work ethic, and the social impact of a product not just its price tag. We believe that a "worthless cheap item" ultimately costs more than one that upholds quality, respect, and sustainability. This principle invites citizens to decide with an open mind and a responsible heart: what are they injecting into the country's economy and culture? Every choice reflects our self-belief, because when we buy based on value, we have respected our own value.
4. Living with Respect and Compassion in Daily Interactions
Our commitment to "living as IRANI" does not begin or end at the moment of purchase; it flows through all our daily interactions. Every citizen is a cultural representative of this narrative in their speech, behavior, and daily communication. Living with respect means listening before judging, dialogue instead of violence, and accepting differences rather than eliminating them. Compassion (Mehrvarzi) is the operating system of our social dynamism it is what builds trust and transforms anger into understanding. In this campaign, we learn that courtesy, hospitality, and respect for others are part of our civic duty. Every small interaction in a store, on the street, or in the digital space is an opportunity to practice IRANI culture and reflect its beauty.
5. Safeguarding the "IRANI" Emblem and Meaning
The IRANI emblem is not just a logo; it carries an ethical and cultural covenant. Every individual who uses this emblem on their clothing, personal page, or products is, in effect, joining this pact. To safeguard the emblem means to care for its meaning to prevent it from being used for deception, division, or inhumane purposes.
Every citizen and consumer is responsible for reacting consciously to the misuse of this identity; through dialogue, respectful criticism, or refusing a product that violates the spirit of this campaign. In turn, we must reflect the positive, compassionate, and trustworthy face of this movement. Safeguarding the emblem means understanding that it belongs to no one; it is a collective trust (Amānat) placed in our hands to pass on to the next generation with wisdom, kindness, and honesty.
We accept that the "collective responsibility" (Principle 3.5) to protect the credibility and health of this campaign rests on each of us. The committed citizen is an active, aware, and vigilant "guardian." This guardianship has two vital aspects: First, responsible personal use: We commit to being fully loyal to the spirit of this movement (Principle 3.3) in our personal use of this emblem or narrative, and to avoid any divisive, political, hate-mongering, or deceptive promotional misuse that would distort the meaning of this campaign. Second, ecosystem monitoring: We have a responsibility not to be indifferent to businesses that use this emblem but do not adhere to their commitments (Chapter Five). We will protect this emblem using civil tools.
۱. مصرف مسئولانه و آگاهانه
اینجا، نقطهی تلاقی «بازار» و «فرهنگ» است؛ جایی که «شهروند» از هویت شناسنامهای خود فراتر رفته و به یک «کنشگر آگاه» در بازتعریف روایت «ایرانی» بدل میشود. مصرف مسئولانه یعنی آگاه باشیم چه میخریم، از که میخریم و چرا. چون هر «خرید»، یک کنش سیاسی، فرهنگی و اخلاقی است. این آگاهی یعنی پرسیدن؛ پرسیدن دربارهی داستان پشت محصول، فرآیند تولید، مواد اولیه، و تأثیر آن بر سلامت ما و محیط زیست (اصل تعهد به پایداری). هر ریالی که میپردازیم، رأی ما به نوعی از حال و آینده است؛ ما متعهد میشویم که رأیمان به نفع انصاف، سلامت و «ایرانی» زیستن باشد.
۲. پشتیبانی از کار و تولید «ایرانی»
پشتیبانی از کار و تولید «ایرانی» یعنی انتخاب آگاهانهی کالاها، خدمات و هنری که در راستای ارزشهای مانیفست و مرامنامه خلق شدهاند: صادقانه، باکیفیت و انسانی.
این پشتیبانی، شکلهای مختلفی دارد؛ از خرید مستقیم تا معرفی و بازنشر، از نقد سازنده تا بازخورد محترمانه. ما با این کنشها نه تنها از معیشت دیگران محافظت میکنیم، بلکه به تداوم چرخهی امید و تابآوری در جامعه کمک میکنیم. پشتیبانی از تولید ایرانی یعنی مشارکت در آبادانی جمعی. ما آگاهانه انتخاب میکنیم که سرمایهی اجتماعی و اقتصادی خود (زمان، پول، توجه) را در جایی به گردش درآوریم که به ارزشهای «مهرورزی» و «انصاف» (اصل ۴.۱) متعهد است.
۳. انتخاب بر پایهی ارزش، نه صرفاً قیمت
تعهد ما به این پویش، دعوتی است به بازاندیشی در مفهوم «ارزش». در دنیایی که اغلب تصمیمها با عدد و رقم سنجیده میشوند، شهروند ایرانی به ارزشهای درونی کالا و خدمت نیز مینگرد. انتخاب بر پایهی ارزش یعنی توجه به صداقت، اخلاق کاری، و تأثیر اجتماعی محصول؛ نه فقط برچسب قیمت. ما باور داریم که «ارزانِ بیارزش» در نهایت گرانتر از آن چیزی است که کیفیت، احترام و پایداری را حفظ میکند.
این اصل از شهروندان دعوت میکند که با دید باز و قلبی مسئول تصمیم بگیرند: چه چیزی را به جریان اقتصاد و فرهنگ کشور تزریق میکنند؟ هر انتخاب، بازتابی از باور ما به خودمان است، چرا که وقتی بر اساس ارزش خرید میکنیم، به ارزش خودمان احترام گذاشتهایم.
۴. زیستن با احترام و مهر در تعامل روزمره
تعهد ما به «ایرانی زیستن» در لحظهی خرید آغاز یا پایان نمییابد؛ بلکه در تمام تعاملات روزمرهی ما جاری است. هر شهروند، نمایندهی فرهنگی این روایت در گفتار، رفتار و ارتباط روزمره است. زیستن با احترام یعنی شنیدن پیش از قضاوت، گفتوگو بهجای خشونت، و پذیرش تفاوتها بهجای حذف آنها. مهرورزی، نرمافزار پویایی اجتماعی ماست همان چیزی که اعتماد را میسازد و خشم را به درک بدل میکند.
ما در این پویش میآموزیم که ادب، میزبانی و احترام به دیگری، بخشی از وظیفهی شهروندی است. هر تعامل کوچک در فروشگاه، در خیابان، یا در فضای دیجیتال فرصتی برای تمرین فرهنگ ایرانی و بازتاب زیبایی آن است.
۵. پاسداری از نماد و معنای «ایرانی»
نماد «ایرانی» تنها یک لوگو نیست؛ حامل یک عهد اخلاقی و فرهنگی است. هر فردی که از این نماد در لباس، صفحهی شخصی، یا محصولات خود استفاده میکند، در واقع به این پیمان میپیوندد. پاسداری از نماد یعنی مراقبت از معنا اینکه نگذاریم از این نشان برای فریب، تفرقه یا مقاصد غیرانسانی استفاده شود.
هر شهروند و مصرفکننده مسئول است که در برابر استفادهی نادرست از این هویت واکنش آگاهانه نشان دهد؛ با گفتوگو، نقد محترمانه یا نپذیرفتن محصولی که خلاف روح این پویش است. در مقابل، باید بازتابدهندهی چهرهی مثبت، مهرورز و قابل اعتماد این حرکت باشیم.
پاسداری از نماد یعنی درک کنیم که این نشان، ملکِ هیچکس نیست؛ بلکه امانتی جمعی است که در دستان ماست تا با خرد، مهربانی و صداقت، آن را به نسل بعد بسپاریم.
ما میپذیریم که «مسئولیت جمعی» (اصل ۳.۵) برای حفاظت از اعتبار و سلامت این پویش، بر دوش تکتک ماست. شهروند متعهد، یک «پاسدار» فعال، آگاه و «دیدهبان» است. این پاسداری دو وجه حیاتی دارد:
وجه اول، استفادهی شخصی مسئولانه: ما متعهد میشویم که در استفادهی شخصی از این نماد یا روایت، کاملاً به روح این حرکت (اصل ۳.۳) وفادار باشیم و از هرگونه سوءاستفادهی تفرقهافکن، سیاسی، نفرتپراکن یا تبلیغات فریبندهای که معنای این پویش را مخدوش کند، پرهیز کنیم.
وجه دوم، پایشگریِ اکوسیستم: ما مسئولیت داریم که نسبت به کاروکسبهایی که از این نشان استفاده میکنند اما به تعهدات خود (بخش پنجم) پایبند نیستند، بیتفاوت نباشیم. ما با ابزارهای مدنی، از این نشان در محافظت میکنیم.
توسعهی پایدار و آیندهنگری
1. Equitable Growth and Opportunity for the Next Generation
For IRANI, true growth is growth in which everyone shares the fruit. Equitable growth means building a system that provides opportunities for advancement for future generations and for marginalized groups. We are planting a tree knowing it is part of a larger, more sustainable forest for those who come after us. Businesses carrying this emblem think beyond short-term profit: they should be committed to training young forces, empowering women, and supporting new talents as the nation's cultural capital.
2. Responsible Production and Consumption
This principle is the direct link between the commitments of businesses (Chapter Five) and citizens (Chapter Six). We think about the complete "product life cycle": from the choice of raw materials to labor conditions and post-consumption impacts. Responsible consumption is the continuation of this chain; it means the conscious choice of goods produced with honesty, respect, and quality. The producer and the consumer are two sides of a shared responsibility: one creates, the other continues. Sustainability finds meaning only when these two perspectives connect and create a cycle of economic conscience.
3. Innovation in Service of Collective Well-being
"Innovation" in the IRANI campaign does not merely mean complex technology or higher profitability; it means finding creative solutions to real problems, in service of "collective well-being." We encourage businesses and individuals to apply their knowledge and creativity to solve social and environmental challenges. Innovation can manifest in improving business processes to reduce environmental harm, creating fairer business models, or offering products that elevate the quality of life for the general public (not just a specific class). In this sense, innovation is not just market competition; it is service to the future. The intersection of practical market wisdom with theoretical and identity wisdom is precisely where IRANI innovation finds its meaning.
4. Conserving Resources and the Environment
The environment is our shared home the same home the Manifesto speaks of: "a place where we are assured we have guardians, and where we ourselves are guardians to others." This commitment is the backbone of "sustainable development." We accept that as inhabitants of this land, we are "guardians" of its ecology and natural resources. IRANI businesses are committed to adhering to environmental laws and actively striving to go beyond them. This includes waste management, optimizing water and energy consumption, and consciously avoiding the pollution of water, soil, and air. We know that true "flourishing" (Ābadāni) depends on harmony with nature and preserving our environmental heritage for future generations.
5. Cultural and Economic Synergy
The sustainability of this campaign hinges on "synergy" and its network reinforcement. We seek to create an "ecosystem" where businesses are encouraged to "collaborate" with one another, share their knowledge or practical wisdom, and strengthen each other in supply chains. This synergy increases our resilience against crises, reduces costs, and most importantly, transforms the "IRANI narrative" from an individual voice into a powerful and stable harmony. This synergy is the bridge between market wisdom, theoretical wisdom, and identity wisdom the triad that forms the foundation of the IRANI campaign.
۱. رشد عادلانه و فرصت برای نسل بعد
برای «ایرانی»، رشد واقعی آن است که همه در ثمرش سهیم باشند. رشد عادلانه یعنی ساختن نظامی که فرصت پیشرفت برای نسلهای آینده و برای گروههای بهحاشیهراندهشده فراهم شود. ما درختی میکاریم که میدانیم بخشی از جنگلی بزرگتر و پایدارتر برای آیندگان است.
کاروکسبهایی که این نشان را دارند، فراتر از سود کوتاهمدت میاندیشند: به آموزش نیروهای جوان، توانمندسازی زنان، و حمایت از استعدادهای تازه بهعنوان سرمایهی فرهنگی کشور متعهد باشند.
۲. تولید و مصرف مسئولانه
این اصل، پیوند مستقیم میان تعهدات کاروکسبها (بخش پنجم) و شهروندان (بخش ششم) است. ما به چرخهی کامل «عمر محصول» میاندیشیم: از انتخاب مواد اولیه تا شرایط کار و اثرات پس از مصرف. مصرف مسئولانه نیز دنبالهی این زنجیره است؛ یعنی انتخاب آگاهانهی کالاهایی که با صداقت، احترام و کیفیت تولید شدهاند.
تولیدکننده و مصرفکننده، دو سوی یک مسئولیت مشترکاند: یکی خلق میکند، دیگری ادامه میدهد. پایداری زمانی معنا دارد که این دو نگاه به هم متصل شوند و چرخهای از وجدان اقتصادی پدید آورند.
۳. نوآوری در خدمت رفاه جمعی
«نوآوری» در پویش «ایرانی»، صرفاً به معنای فناوری پیچیده یا سودآوری بیشتر نیست، بلکه به معنای یافتن راهحلهای خلاقانه برای مسائل واقعی و در خدمت «رفاه جمعی» است. ما کاروکسبها و افراد را تشویق میکنیم که دانش و خلاقیت خود را برای حل چالشهای اجتماعی و زیستمحیطی به کار گیرند. نوآوری میتواند در بهبود فرآیندهای کاروکسب برای کاهش آسیب به طبیعت، ایجاد مدلهای کاروکسب منصفانهتر، یا ارائهی محصولاتی که کیفیت زندگی عموم مردم را (و نه فقط قشری خاص) ارتقا میدهند، تجلی یابد. در این معنا، نوآوری فقط رقابت در بازار نیست؛ خدمت به آینده است. تلاقی خرد عملی بازار با خرد نظری و هویتی همان جایی است که نوآوریِ ایرانی معنا پیدا میکند.
۴. حفظ منابع و محیط زیست
محیط زیست، خانهی مشترک همهی ماست؛ همان خانهای که مانیفست از آن سخن میگوید: جایی که خیالمان راحت است مراقبانی داریم و خود نیز مراقب دیگرانیم.
این تعهد، ستون فقرات «توسعهی پایدار» است. ما میپذیریم که به عنوان ساکنان این سرزمین، «پاسدار» بومشناسی و منابع طبیعی آن هستیم. کاروکسبهای «ایرانی» متعهد به رعایت قوانین زیستمحیطی و تلاش فعالانه برای فراتر رفتن از آنها هستند. این شامل مدیریت پسماند، بهینهسازی مصرف آب و انرژی، و پرهیز آگاهانه از آلودن آب، خاک و هوا است. ما میدانیم که «آبادانی» واقعی، در گروی هماهنگی با طبیعت و حفظ میراث زیستمحیطی برای نسلهای آینده است.
۵. همافزایی فرهنگی و اقتصادی
پایداری این پویش، در گروی «همافزایی» و تقویت شبکهای آن است. ما به دنبال ایجاد یک «اکوسیستم» هستیم که در آن کاروکسبها تشویق میشوند تا با یکدیگر «همکاری» کنند، دانش یا خرد عملی خود را به اشتراک بگذارند، و در زنجیرههای تأمین، یکدیگر را تقویت کنند. این همافزایی، تابآوری ما را در برابر بحرانها افزایش میدهد، هزینهها را کاهش میدهد، و مهمتر از همه، «روایت ایرانی» را از یک صدای فردی، به یک همصدایی قدرتمند و پایدار تبدیل میکند. این همافزایی، پلی است میان خرد بازار، خرد نظری و خرد هویتی سهگانهای که بنیان پویش ایرانی را تشکیل میدهد.
رفتار حرفهای و ارتباطات
1. How to Use the "IRANI" Emblem and Insignia
The IRANI emblem is not just a graphic design; it is the cultural translation of an ethical pact. Every individual or business, before using it, accepts that this emblem carries meaning and commitment an emblem defined by compassion (Mehrvarzi), honesty, quality, and solidarity. Using the emblem as a mere marketing tool is a clear breach of the campaign community's trust.
Therefore, the IRANI emblem must not be used in situations that are deceptive, offensive, discriminatory, or purely commercial in nature. By the same token, although the IRANI logo is not the exclusive property of any single person or entity, any recreation or personal version of the emblem must also preserve its shared spirit.
2. Presence in Media and the Public Sphere
Every member of the campaign, whether an individual or a brand, is a representative of the IRANI dialogue and disposition (Manesh). Therefore, we are obligated to choose our language and image responsibly. Member brands are aware that any content they publish with the IRANI emblem from an advertisement to a social media caption is part of our collective conversation and affects the public perception of this movement.
Thus, we commit that our presence in the media and public discourse will emphasize core values like compassion, flourishing (Ābadāni), and commitment to quality, avoiding sensationalism and promotional exaggerations that conflict with honesty.
3. Communication Between Brands and the Campaign Community
IRANI is an ecosystem of different voices playing in a collective rhythm. Relationships between brands and the campaign community must be built on mutual respect, constructive dialogue, and honest cooperation. No single brand or person "owns" this movement; we are all "participants."
Differences in perspective are natural; however, the tone and method of confronting them must be based on Iranian courtesy (Adab) and the logic of dialogue. Members can offer suggestions, critiques, or feedback in the collective conversation space but any defamation, rumor-mongering, or labeling is contrary to the spirit of cooperation and compassion (Mehrvarzi).
4. Preventing Misappropriation or Political/Promotional Exploitation
This is our most vital communication principle and relates directly back to the "Boundaries of Respect and Cultural Safety" (Principle 3.3). We state decisively: The IRANI campaign is a cultural, social, and economic movement. It is not, and will not be, affiliated with any specific political party, faction, or ideology.
Any attempt at factional use or political exploitation of this campaign and its emblem, whether by members or external entities, is strongly condemned and considered a clear violation of this Code of Conduct. Members commit not to use the IRANI emblem or narrative to fuel any divisive rhetoric (based on ethnicity, religion, gender, etc.). IRANI is a symbol of "harmony" (Ham-sedāyi) amidst diversity.
۱. نحوهی استفاده از نماد و نشان «ایرانی»
نماد «ایرانی» فقط یک طراحی گرافیکی نیست؛ ترجمانِ فرهنگیِ یک پیمان اخلاقی است.
هر فرد یا کاروکسب پیش از استفاده از آن، میپذیرد که این نشان حاملِ معنا و تعهد است؛ نشانی که بر مبنای مهرورزی، صداقت، کیفیت و همبستگی تعریف شده است. استفاده از نشان به عنوان یک ابزار بازاریابیِ صِرف، نقض آشکار اعتماد جامعهی پویش است. برای همین نشان «ایرانی» نباید در موقعیتهایی بهکار رود که ماهیت فریبنده، توهینآمیز، تبعیضآمیز یا صرفاً تجاری دارند و به همین اعتبار، هرچند لوگوی «ایرانی» در انحصار فرد یا نهاد خاصی نیست، اما بازآفرینی یا نسخهی شخصی از نماد نیز باید روح مشترک آن را حفظ کند.
۲. حضور در رسانهها و فضای عمومی
هر عضو پویش، چه فرد باشد و چه برند، نمایندهی گفتوگو و منش «ایرانی» است. پس ما موظفیم زبان و تصویر خود را مسئولانه انتخاب کنیم. برندهای عضو آگاهند که هر محتوایی که با نماد «ایرانی» منتشر میکنند، از تبلیغ تا کپشن شبکههای اجتماعی در واقع بخشی از گفتوگوی جمعی ماست و بر برداشت عمومی از این حرکت اثر میگذارد. بنابراین ما متعهد میشویم که حضورمان در رسانه در گفتگوهای عمومی، با تاکید بر ارزشهای محوری مانند مهرورزی، آبادانی و تعهد به کیفیت باشد، به دور از جنجالآفرینی و بزرگنماییهای تبلیغاتی که با صداقت در تضاد است.
۳. ارتباط میان برندها و جامعهی پویش
«ایرانی» اکوسیستمی از صداهای متفاوت است که در یک ریتم جمعی مینوازند. روابط میان برندها و جامعهی پویش باید بر اساس احترام متقابل، گفتوگوی سازنده و همکاری صادقانه بنا شود. هیچ برند یا شخصی «مالک» این حرکت نیست؛ همه «مشارکتکننده»ایم.
اختلاف دیدگاه طبیعی است؛ اما لحن و روش مواجهه با آن باید بر پایهی ادب ایرانی و منطق گفتوگو باشد. اعضای پویش میتوانند پیشنهاد، نقد یا بازخورد خود را در فضای گفتوگوی جمعی مطرح کنند اما هرگونه تخریب، شایعهپراکنی یا برچسبزنی مغایر با روح همکاری و مهرورزی است.
۴. پیشگیری از سوءاستفاده یا مصادرهی سیاسی/تبلیغاتی
این بخش، حیاتیترین اصل ارتباطی ماست و مستقیماً به «مرزهای احترام و امنیت فرهنگی» بازمیگردد. ما قاطعانه اعلام میکنیم که پویش «ایرانی» یک حرکت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است، به هیچ حزب، جناح یا ایدئولوژی سیاسی خاصی وابسته نیست و نخواهد بود و هرگونه تلاش برای استفادهی جناحی، یا بهرهبرداری سیاسی از این پویش و نماد آن، چه از سوی اعضا و چه از سوی نهادهای بیرونی، قویاً محکوم و نقض آشکار مرامنامه تلقی میشود.
اعضا متعهد میشوند که از نشان یا روایت «ایرانی» برای دامن زدن به هرگونه گفتار تفرقهافکنانه (قومی، مذهبی، جنسیتی و...) استفاده نکنند. «ایرانی»، نماد «همصدایی» در عین تنوع است.
شاخصهای اعتماد و پایش
Trust is the cornerstone of this campaign but a trust that is conscious and transparent. While this Code of Conduct is a voluntary pact, transforming this pact into action requires mechanisms for monitoring and measurement. This section defines a set of indicators to help the campaign community (citizens and businesses) evaluate the integrity and commitment of its members. These indicators are not "gotcha" tools; they are a mirror reflecting transparency and a guide for continuous improvement.
1. Customer and Employee Satisfaction
The simplest and most powerful indicator of commitment to "compassion and fairness" lies in the lived experience of key stakeholders: customers and employees.
Monitoring Customer Satisfaction: Businesses commit to creating transparent, accessible, and effective channels for hearing the customer's voice (feedback, criticism, suggestions). This indicator is not measured merely by high sales, but by the quality of response to complaints, honesty in advertising, and commitment to quality.
Monitoring Employee Satisfaction: The commitment to a humane work environment and fair compensation must be measurable. Committed businesses strive to ensure the satisfaction and psychological well-being of their teams through internal mechanisms (like regular dialogues, 360-degree assessments, and creating a safe space for critique). A low turnover rate for skilled personnel and a respectful work atmosphere are key signs of success in this indicator.
2. Financial and Informational Transparency
Financial and informational transparency in the IRANI campaign does not mean the full disclosure of commercial details. Rather, it means: truth in speech, avoiding unrealistic promises, honest declaration of product origins, and accountability for how resources are used. At the campaign level, the coordinating body is obligated to provide regular reports on resource allocation, support projects, and activity results. Businesses must also make key information related to their social responsibility, fair pay, and supply chain publicly accessible as much as possible. This transparency defines the line between genuine trust and mere "ethics-washing."
3. Participation in Inter-Brand Collaborations
One of the key indicators for measuring the maturity of the IRANI campaign is the degree of collaboration among its brands. The campaign stays alive when its members are connected not just in narrative, but in action. This collaboration can range from joint campaigns to various social and cultural projects. Inter-brand participation is a sign of mutual trust and a collective understanding of "empathetic competition." In such an environment, member brands are encouraged to take synergistic steps instead of focusing on monopoly or individual visibility, because in this campaign, being IRANI means collective growth. Inter-brand collaborations also provide a platform for knowledge transfer, cost reduction, and creating shared cultural value, all of which will especially benefit small and medium-sized enterprises (SMEs).
4. Measuring Social and Environmental Impact
The IRANI campaign believes that no business can be judged solely on financial profit. Evaluation metrics must also include social and environmental impacts. Each member must periodically assess how its activities affect society and nature whether in job creation and training, or in resource conservation and pollution reduction. With the help of specialists in each impact-assessment area, the campaign will design models for this measurement: from monitoring the supply chain to the use of recycled materials, from the treatment of employees to interaction with the local community. The goal of this is not to encourage shaming; rather, this sensitivity is in service of collective learning and continuous improvement, and creating the awareness that a responsible business is one that knows what "impact" it leaves behind, alongside its "income."
5. The Campaign's Annual Report and Review of Principles
The campaign must also "monitor" itself. "Transparency" is not just for members; it is mandatory for the campaign itself. We commit to periodically (e.g., annually or biennially) publishing a report on the campaign's collective performance. This report will include the ecosystem's learnings, challenges, successes, and weaknesses. This report will serve as the basis for revising and evolving the Code of Conduct (Chapter Eleven) to ensure our principles remain dynamic, effective, and responsive to the needs of the time.
اعتماد، سنگ بنای این پویش است؛ اما اعتمادی که آگاهانه و شفاف باشد. درست است که این مرامنامه، یک پیمان داوطلبانه است ، اما برای اینکه این پیمان به عمل تبدیل شود، نیازمند سازوکارهایی برای پایش و سنجش هستیم. این بخش، مجموعهای از شاخصها را تعریف میکند که به جامعهی پویش (شهروندان و کاروکسبها) کمک میکند تا صدق و تعهد اعضا را ارزیابی کنند. این شاخصها ابزاری برای مچگیری نیستند، بلکه آینهای برای بازتاب شفافیت و راهنمایی برای بهبود مستمر هستند.
۱. رضایت مشتری و کارکنان
سادهترین و قدرتمندترین شاخص تعهد به «مهرورزی و انصاف» ، در تجربهی زیستهی ذینفعان کلیدی، یعنی مشتریان و کارکنان، نهفته است.
پایش رضایت مشتری: کاروکسبها متعهد به ایجاد کانالهای شفاف، در دسترس و کارآمد برای شنیدن صدای مشتری (بازخورد، انتقاد، پیشنهاد) هستند. این شاخص صرفاً با فروش بالا سنجیده نمیشود، بلکه با کیفیت پاسخگویی به شکایات، صداقت در تبلیغات و تعهد به کیفیت ارزیابی میگردد.
پایش رضایت کارکنان: تعهد به محیط کاری انسانی و حقوق منصفانه باید قابل سنجش باشد. کاروکسبهای متعهد میکوشند از طریق سازوکارهای داخلی (مانند گفتگوهای منظم، ارزیابیهای ۳۶۰ درجه، و ایجاد فضای امن برای بیان نقد) از رضایت و سلامت روانی تیم خود اطمینان حاصل کنند. نرخ خروج پایین نیروی انسانی متخصص و فضای کاری محترمانه، نشانههای کلیدی موفقیت در این شاخص هستند.
۲. شفافیت مالی و اطلاعاتی
شفافیت مالی و اطلاعاتی در پویش «ایرانی» به معنای افشای کامل جزئیات تجاری نیست، بلکه یعنی:
راستی در گفتار، پرهیز از وعدههای غیرواقعی، اعلام صادقانهی منشأ محصولات، و پاسخگویی نسبت به نحوهی استفاده از منابع.
در سطح پویش نیز، نهاد هماهنگکننده موظف است گزارشهای منظم دربارهی نحوهی تخصیص منابع، پروژههای حمایتی و نتایج حاصل از فعالیتها ارائه دهد.
کاروکسبها نیز باید اطلاعات کلیدی مرتبط با مسئولیت اجتماعی، پرداخت منصفانه و زنجیرهی تأمین خود را تا حد ممکن در دسترس عمومی قرار دهند.
این شفافیت، مرز میان اعتماد واقعی و بازاریابی اخلاقنما را تعیین میکند.
۳. مشارکت در همکاریهای میانبرندی
یکی از شاخصهای کلیدی در سنجش بلوغ پویش «ایرانی»، میزان همکاری برندها با یکدیگر است. پویش زمانی زنده میماند که اعضای آن نه فقط در روایت، بلکه در عمل با هم پیوند بخورند این همکاری میتواند از کمپینهای مشترک تا پروژههای اجتماعی و فرهنگی گوناگون را در بر بگیرد. مشارکت میانبرندی نشانهی اعتماد متقابل و درک جمعی از مفهوم رقابتِ همدلانه است. در چنین فضایی برندهای عضو تشویq میشوند به جای تمرکز بر انحصار یا دیدهشدن فردی، در مسیرهایی همافزا گام بردارند زیرا در این پویش، «ایرانی» بودن یعنی رشد جمعی. همکاریهای میانبرندی همچنین بستری برای انتقال تجربه، کاهش هزینهها و خلق ارزش فرهنگی مشترک فراهم میسازد که همگی به ویژه کاروکسبهای کوچک و متوسط را بیش از پیش منتفع خواهد کرد.
۴. سنجش اثرات اجتماعی و محیطی
پویش «ایرانی» بر این باور است که هیچ کاروکسبی را نمیتوان تنها بر اساس سود مالی سنجید. شاخصهای ارزیابی شامل اثرات اجتماعی و زیستمحیطی نیز هستند. هر عضو باید بهطور دورهای ارزیابی کند که فعالیتش چگونه بر جامعه و طبیعت اثر میگذارد؛ چه در اشتغالزایی و آموزش، چه در حفظ منابع و کاهش آلودگی.
پویش با کمک متخصصان در هر یک از شاخصهای اثرگذاری، الگوهایی برای این سنجش طراحی میکند: از رصد زنجیرهی تأمین تا میزان استفاده از مواد بازیافتی، از نحوهی برخورد با کارکنان تا تعامل با جامعهی محلی.
هدف از این کار، ترغیب سرزنشگری نیست بلکه این حساسیت، در راستای یادگیری جمعی و بهبود مستمر است و ایجاد این آگاهی که کاروکسب مسئول، آن است که بداند در کنار «درآمد»، چه «اثر»ی بر جای میگذارد.
۵. گزارش سالانهی پویش و بازبینی اصول
این پویش باید خود را نیز «پایش» کند. «شفافیت» تنها برای اعضا نیست، بلکه برای خودِ پویش نیز الزامی است. ما متعهد میشویم که به صورت دورهای (مثلاً سالانه یا دوسالانه)، گزارشی از عملکرد جمعی پویش منتشر کنیم. این گزارش شامل آموختهها، چالشها، موفقیتها و نقاط ضعف اکوسیستم خواهد بود. این گزارش، مبنایی برای بازبینی و تکامل مرامنامه (بخش یازدهم) قرار خواهد گرفت تا اطمینان یابیم که اصول ما همچنان پویا، کارآمد و پاسخگوی نیازهای زمانه باقی میمانند.
ضمانت اجرا و پاسخگویی
1. The Meaning of "Voluntary Adoption of the Code"
Joining the IRANI campaign and using its emblem and narrative is, first and foremost, a public declaration of commitment. It is a free and voluntary choice. By adopting it, every business or citizen declares that they adhere to the principles of the Manifesto and this Code, and agree to hold themselves accountable to the collective gaze.
This voluntary adoption does not imply perfectionism; we accept that we are all on a path of learning and improvement. With this adoption, every member grants the rest of the campaign community (customers, colleagues, competitors) the right to monitor (Chapter Nine) their performance based on this Code and, if necessary, critique it.
2. The Mechanism of Dialogue and Admonishment
Our first reaction upon observing a discrepancy with the Code is dialogue and inquiry, not destruction or attack. We assume an inadvertent error, not malicious intent. Our mechanism is constructive admonishment and transparent dialogue.
Citizens and businesses are encouraged (Principles 6.4 & 8.3) to raise the issue directly, respectfully, and with documentation with the concerned business if they observe a breach of commitment (e.g., dishonesty in advertising, unfair treatment of employees, or environmental harm). The goal is to create an opportunity for correction and clarification. Many crises of trust can be resolved with honest dialogue and an acceptance of responsibility.
3. The Gradual Approach (From Correction to Collective Ostracism)
If the mechanism of dialogue fails, and a member (business) persists in a clear and repeated violation of its commitments or worse, tries to conceal the reality through deception and hypocrisy the campaign community will use more powerful tools to safeguard (Principle 6.5) its own health.
Our approach is gradual: The first step is private and public admonishment. The next step is transparent public feedback and the reduction of that member's social credibility within the ecosystem. Finally, if a member systematically and deliberately tramples on core values (like honesty, fairness, or environmental respect) and becomes an "anti-narrative" to the campaign, the last step will be conscious collective ostracism. This ostracism is not a centralized decision, but the natural consequence of the community's withdrawal of trust; it occurs when citizens consciously decide to withhold their participation (Principle 6.2) and synergy (Principle 7.5) from that member.
4. The Community's Role in Maintaining Ecosystem Health
The final and true enforcement of this Code of Conduct is the conscious community itself. The health of this ecosystem is guaranteed not by managers or founders, but by its true watchdogs: every single citizen and committed business. It is our collective responsibility (Principle 3.5) not to allow the meaning of IRANI to be contaminated by hypocrisy, deception, and pure profit-seeking.
The community's duty is to care for the ecosystem in three ways:
Feedback and Observation: If someone acts against the principles, members must speak up with respect and evidence, not with rumors or judgment.
Appreciation of Positive Behavior: Just as errors are seen, good deeds must also be seen. Appreciation reinforces ethics.
Periodic Review of Principles: The community must keep its principles alive with critique, with suggestions, and with open dialogue.
Thus, "ecosystem health" is not the product of supervision, but the result of growing collective awareness. Every citizen who consciously asks questions (Principle 6.1), every consumer who sees value beyond price (Principle 6.3), every business that prefers healthy competition (Principle 5.4) over destruction, and every employee who strives for a humane environment (Principle 5.2), is implementing this Code. Our strength lies in our harmony (Principle 3.2) to praise commitment and reject the betrayal of trust.
۱. معنای «پذیرش داوطلبانهی مرامنامه»
پیوستن به پویش «ایرانی» و استفاده از نشان و روایت آن، پیش از هرچیز، یک اعلام تعهد عمومی است. این یک انتخاب آزادانه و داوطلبانه است که هر کاروکسب یا شهروندی با پذیرش آن، اعلام میکند که به اصول مانیفست و مرامنامه پایبند است و حاضر است خود را در برابر نگاه جمعی پاسخگو بداند. این پذیرش داوطلبانه، به معنای کمالگرایی نیست؛ ما میپذیریم که همگی در مسیر یادگیری و بهبود هستیم. هر عضو با این پذیرش، به سایر اعضای جامعهی پویش (مشتریان، همکاران، رقبا) این حق را میدهد که عملکرد او را بر اساس این مرامنامه پایش (بخش نهم) و در صورت لزوم، نقد کنند.
۲. سازوکار تذکر و گفتوگو
نخستین واکنش ما در برابر مشاهدهی مغایرت با مرامنامه، گفتوگو و پرسشگری است، نه تخریب یا حمله. ما اصل را بر خطای سهوی میگذاریم، نه سوءنیت. سازوکار ما، تذکر سازنده و گفتوگوی شفاف است. شهروندان و کاروکسبها تشویق میشوند (اصل ۶.۴ و ۸.۳) تا در صورت مشاهدهی نقض تعهد (مثلاً عدم صداقت در تبلیغ، رفتار غیرمنصفانه با کارکنان، یا آسیب به محیط زیست)، موضوع را به صورت مستقیم، محترمانه و مستند با کاروکسب مورد نظر در میان بگذارند. هدف، ایجاد فرصتی برای اصلاح و شفافسازی است. بسیاری از بحرانهای اعتماد، با یک گفتوگوی صادقانه و پذیرش مسئولیت، قابل حل هستند.
۳. رویکرد تدریجی (از اصلاح تا طرد جمعی)
اگر سازوکار گفتوگو به نتیجه نرسد و یک عضو (کاروکسب) بر نقض آشکار و مکرر تعهدات خود اصرار ورزد، یا بدتر از آن، با فریبکاری و ریاکاری سعی در پنهان کردن واقعیت داشته باشد، جامعهی پویش از ابزارهای قدرتمندتری برای پاسداری (اصل ۶.۵) از سلامت خود استفاده خواهد کرد. رویکرد ما تدریجی است: گام اول تذکر خصوصی و عمومی است. گام بعدی، بازخورد شفاف عمومی و کاهش اعتبار اجتماعی آن عضو در درون اکوسیستم است. در نهایت، اگر یک عضو به صورت سیستماتیک و عامدانه، ارزشهای بنیادین (مانند صداقت، انصاف، یا احترام به محیط زیست) را زیر پا بگذارد و به ضدروایت پویش تبدیل شود، آخرین گام، طرد جمعی آگاهانه خواهد بود. این طرد، نه یک تصمیم مرکزی، بلکه نتیجهی طبیعیِ سلب اعتماد جامعهی مصرفکنندگان و همکاران است؛ زمانی که شهروندان به صورت آگاهانه تصمیم میگیرند مشارکت (اصل ۶.۲) و همافزایی (اصل ۷.۵) خود را از آن عضو دریغ کنند.
۴. نقش جامعهی پویش در حفظ سلامت اکوسیستم
ضمانت اجرای نهایی و واقعی این مرامنامه، جامعهی آگاه است. سلامت این اکوسیستم، نه توسط مدیران یا بنیانگذاران، بلکه توسط دیدهبانان واقعی آن یعنی تکتک شهروندان و کاروکسبهای متعهد، تضمین میشود. این مسئولیت جمعی (اصل ۳.۵) ماست که اجازه ندهیم معنای «ایرانی» با ریاکاری، فریب و منفعتطلبیِ صِرف، آلوده شود. وظیفهی جامعه، مراقبت از اکوسیستم به سه شیوه است:
• بازخورد و مشاهده: اگر کسی خلاف اصول عمل کند، اعضا با احترام و سند سخن بگویند، نه با شایعه یا قضاوت.
• تقدیر از رفتارهای مثبت: همانقدر که خطا دیده میشود، نیکی هم باید دیده شود. تقدیر، تقویتکنندهی اخلاق است.
• بازنگری دورهای در اصول: جامعه باید اصول خود را زنده نگه دارد؛ با نقد، با پیشنهاد و با گفتوگوی آزاد.
به این ترتیب، «سلامت اکوسیستم» نه محصول نظارت، بلکه حاصل رشدِ آگاهی جمعی است. هر شهروندی که آگاهانه پرسشگری میکند (اصل ۶.۱)، هر مصرفکنندهای که ارزش را فراتر از قیمت میبیند (اصل ۶.۳)، هر کاروکسبی که رقابت سالم (اصل ۵.۴) را بر تخریب ترجیح میدهد، و هر کارمندی که برای محیط انسانی (اصل ۵.۲) میکوشد، در حال اجرای این مرامنامه است. قدرت ما در همصدایی (اصل ۳.۲) ما برای ستایش تعهد و طرد خیانت به اعتماد است.
بازبینی و تکامل مستمر
This Code of Conduct is the beginning of a collective dialogue. As stated in the Manifesto, we are in the midst of a great transformation, and "maintaining the status quo is not an option." This principle holds true for this Code of Conduct itself. This document is a living entity. It must grow, shed its skin, and be reimagined (Principle 3.1) in step with our collective wisdom and the lived experiences of the campaign's members.
1. The Code Update Process (e.g., Biennially)
We commit that this document will be periodically "reviewed" (e.g., every two years, or after any major critical experience). This review is not an administrative process; it is a deep reconsideration of the effectiveness of our principles in the face of the practical realities of the market and society, ensuring it remains aligned with cultural, economic, and technological evolutions.
At the start of each review cycle, a report on the campaign's performance and the challenges observed in its implementation will be prepared. Then, a working group—composed of brand representatives, citizens, cultural and communication specialists, and volunteer members—will be formed to examine proposed amendments. The result will be the updated version of the Code of Conduct, which, after collective approval, will be published as the new ethical reference. In this way, the IRANI campaign grows in sync with society and remains immune to becoming obsolete in past molds
.
2. Member Participation in Proposals and Amendments
In this campaign, there is no absolute authority. The amendment and evolution of the Code is a participatory process, born from the real-world experiences of its members. Every member whether a small brand or an independent consumer has the right to submit their proposed amendments regarding its clauses, definitions, or indicators. Every change must be aligned with the spirit of the Manifesto and in service of the foundational values: compassion (Mehrvarzi), honesty, transparency, and flourishing (Ābadāni).
The evolution of this Code will not be a top-down process. Practical market wisdom (Principle 2.2) and the lived experiences of citizens (Chapter Six) are our richest resources for review. It is the businesses that face daily ethical dilemmas on the front lines, and it is the citizens who monitor honesty (Principle 4.3) in practice. Therefore, the review process must be based on the "active participation" of members. Proposals will be submitted to the campaign's feedback system or raised in public meetings and reviewed by a facilitation committee.
In practice, this clause ensures that "IRANI ethics" is neither dictated from above nor frozen in silence; rather, it is reimagined through collective dialogue and daily experience. Participating in the amendment of the Code signifies the continuation of cultural maturity—the very essence of the campaign.
3. Documenting Collective Experiences and Learnings
For the evolution of this document to be based on collective wisdom, we also require a collective memory. The Campaign's Annual Report (Principle 9.5) and the Best Practices (Appendix 12.2) play a vital role in this process. We commit to transparently documenting our "learnings," whether from successes, failures, or challenges. These learnings will be the primary input for the review process. Every success story or corrected mistake is considered capital for the ethical growth of the entire ecosystem.
این مرامنامه آغاز یک گفتوگوی جمعی است. همانطور که در مانیفست آمده، ما در میانهی یک دگرگونی عظیم ایستادهایم و انتخابی به نام حفظ وضع موجود در کار نیست. این اصل، در مورد خودِ این مرامنامه نیز صادق است. این سند، یک موجود زنده است که باید همگام با خرد جمعی (اصل ۴.۱ مانیفست) و تجربههای زیستهی اعضای پویش، رشد کند، پوست بیندازد و بازآفرینی (اصل ۳.۱) شود.
۱. فرآیند بهروزرسانی مرامنامه (هر دو سال یکبار)
ما متعهد میشویم که این سند، به صورت دورهای (مثلاً هر دو سال یکبار، یا پس از هر تجربهی بحرانی بزرگ) مورد «بازبینی» قرار گیرد. این بازبینی، یک فرآیند اداری نیست، بلکه بازاندیشی عمیق در مورد کارآمدی اصول ما در مواجهه با واقعیتهای عملی بازار و جامعه است تا با تحولات فرهنگی، اقتصادی و فناورانهی جامعه هماهنگ بماند.s
در آغاز هر چرخهی بازبینی، گزارشی از عملکرد پویش و چالشهای مشاهدهشده در اجرا تهیه میشود؛ سپس کارگروهی متشکل از نمایندگان برندها، شهروندان، متخصصان فرهنگ و ارتباطات، و اعضای داوطلب تشکیل میگردد تا پیشنهادهای اصلاحی را بررسی کند. نتیجهی این کار، نسخهی بهروزشدهی مرامنامه خواهد بود که پس از تأیید جمعی، بهعنوان مرجع اخلاقی جدید منتشر میشود. بدین ترتیب، پویش «ایرانی» همزمان با جامعه رشد میکند و از کهنهشدن در قالبهای گذشته مصون میماند.
۲. مشارکت اعضا در پیشنهاد و اصلاح
در این پویش، هیچ مرجع مطلقی وجود ندارد.
اصلاح و تکامل مرامنامه، فرآیندs مشارکتی است که از دل تجربهی واقعی اعضا زاده میشود.
هر عضو چه یک برند کوچک باشد و چه یک مصرفکنندهی مستقل حق دارد پیشنهادهای اصلاحی خود را دربارهی بندها، تعاریف یا شاخصها ارائه کند.
هر تغییر، باید با روح مانیفست هماهنگ و در راستای ارزشهای بنیادین یعنی مهرورزی، صداقت، شفافیت و آبادانی باشد.
تکامل این مرامنامه، فرآیندی از بالا به پایین نخواهد بود. خرد عملی بازار (اصل ۲.۲) و تجربهی زیستهی شهروندان (بخش ششم)، غنیترین منابع ما برای بازبینی هستند. این کاروکسبها هستند که در خط مقدم، با دوراهیهای اخلاقی روزمره مواجه میشوند و این شهروندان هستند که صداقت (اصل ۴.۳) را در عمل پایش میکنند. بنابراین، فرآیند بازبینی باید بر اساس «مشارکت فعال» اعضا باشد. پیشنهادها در سامانهی بازخورد پویش یا جلسات عمومی مطرح میشوند و توسط هیئت تسهیلگر مورد بررسی قرار میگیرند.
در عمل، این بند تضمین میکند که «اخلاق ایرانی» نه از بالا دیکته شود و نه در سکوت منجمد بماند؛ بلکه در گفتوگوی جمعی و تجربهی روزمره بازآفرینی شود.
مشارکت در اصلاح مرامنامه، یعنی تداوم بلوغ فرهنگی همان چیزی که در ذات پویش نهفته است.
۳. ثبت تجربهها و آموختههای جمعی
برای اینکه تکامل این سند، مبتنی بر خرد جمعی باشد، ما نیازمند حافظهی جمعی نیز هستیم. گزارش سالانهی پویش (اصل ۹.۵) و الگوهای رفتاری (پیوست ۱۲.۲) نقش حیاتی در این فرآیند دارند. ما متعهد میشویم که آموختهها، چه از موفقیتها و چه از شکستها و چالشها، به صورت شفاف ثبت شوند. این آموختهها، خوراک اصلی فرآیند بازبینی خواهند بود. هر داستان موفق یا هر اشتباه اصلاحشده، سرمایهای برای رشد اخلاقی کل اکوسیستم بهشمار میآید.
پیوستها
1. Glossary of Key Terms
To maintain semantic integrity within the campaign, it is essential to establish precise, shared definitions for terms that carry deep philosophical and cultural weight.
This glossary clarifies recurring keywords from the Manifesto and Code of Conduct to prevent conflicting interpretations. It ensures all members, regardless of their field, can operate from a shared understanding of these core concepts.
Examples of these terms include:
Compassion (Mehrvarzi): For us, this is more than individual kindness or a fleeting emotion; it is an active disposition and a conscious choice in all interactions, especially in economic and professional relationships. Compassion means "fairness" (Principle 5.2) toward employees, "honesty" (Principle 5.1) toward customers, "respect" (Principle 5.4) for competitors, and "care" (Principle 5.3) for the land we are rooted in. Compassion is seeing the "human" behind every transaction, every contract, and every production line. It is the antidote to exploitation and objectification in relationships.
Resilience (Tāb-āvari): In this campaign, resilience does not mean passive endurance or becoming accustomed to suffering. Resilience is the "art of creating from within constraints" (Manifesto 1.1). This term signifies the dynamic capacity of an individual, a business, or a community to absorb shocks, adapt to limitations, and "create" new pathways for high-quality growth and survival. Resilience means keeping the wheels of livelihood and prosperity from stopping, and redefining ourselves in the face of collapsing old orders.
Flourishing (Ābadāni): In our ethos, this does not merely mean physical construction or economic growth at any cost. Flourishing is a conscious and continuous effort to improve the "quality of life" in all its dimensions. It means "equitable growth" (Principle 7.1) that provides opportunities for the next generation; it means "sustainable development" (Principle 5.3) that respects the environment; and it means "value creation" (Principle 5.5) that, beyond financial profit, leads to "collective well-being" (Principle 7.3) and cultural richness. Flourishing is our commitment to "building," even in the most difficult conditions.
Collective Wisdom (Kherad Jam'i): In this campaign, this is the product of the synergy between three wisdoms: "Practical Market Wisdom" (the lived experience of businesses), "Theoretical Academic Wisdom" (the deep, analytical view of specialists), and "Identity Wisdom" (our cultural and historical roots). We believe no single person holds all the answers. Collective wisdom means "accepting diversity" (Principle 3.2), actively "listening" to different voices, and "trusting" the process that yields more mature and sustainable solutions from the dialogue between these three wisdoms.
The glossary will be maintained in the campaign's print and online versions as an open and updatable document, so that as concepts evolve, their definitions can grow with them.
2. Behavioral Patterns for Inspiration (Best Practices)
With the goal of positive modeling, the IRANI campaign dedicates a portion of this Code to showcasing inspiring behaviors and experiences. In this section, examples of ethical, creative, and empathetic conduct by businesses, citizens, or successful projects are documented to inspire others.
Examples may include:
A business that has built loyalty and trust through respect for employees and transparency in communication.
A cultural project that has used the IRANI emblem to strengthen the message of solidarity and respect among different ethnicities or guilds.
A store that has acted with honesty and fairness toward customers and suppliers during difficult economic conditions.
A collaboration between independent brands that have harmonized, without unhealthy competition, to support authentic national production.
The goal of this section is not to set a standard, but to provide concrete examples of how to live these principles in practice.
3. Communications Charter for Brands and Media
To maintain message coherence and prevent misinterpretations in the public sphere, a Communications Charter is established as the official guide for interaction among the campaign, brands, and the media.
This charter is built on three key principles: Honesty, Respect, and Transparency.
Strategic Principles of the Communications Charter:
In Public Expression: Every statement, post, or media message related to the campaign must reflect the spirit of the Manifesto. This means avoiding sloganeering, hate-mongering, or political posturing. The language of communication must be inspiring, constructive, and inviting not defensive or aggressive.
In Media Interactions: When giving interviews or statements, brands and campaign members must emphasize that IRANI is a cultural and social movement, not a commercial or political entity. Any introduction must help clarify the campaign's primary goal: the collective narrative of "living as IRANI" in practice.
In Brand Collaborations: When using the IRANI emblem or name, brands are obligated to ensure they do not exploit the emblem for exaggerated advertising, denigrating competitors, or purely commercial gain. The IRANI emblem must be a sign of trust and commitment, not a tool of market competition.
In the Digital Space: Interactions on social networks must reflect the humane disposition (Manesh) of the campaign: respectful responses, open dialogue, and avoidance of knee-jerk, emotional reactions.
This charter, in effect, considers the "ethics of communication" to be as important as the "ethics of action." Because in the age of narratives, how something is said is just as decisive as what is said.
۱. واژهنامهی کلیدواژهها
برای حفظ یکپارچگی معنایی در پویش، ضروری است واژههایی که بار فلسفی و فرهنگی دارند، تعریف دقیق و مشترکی بیابند.
در این واژهنامه، کلیدواژههای مکرر در مانیفست و مرامنامه توضیح داده میشوند تا از برداشتهای متناقض جلوگیری شود و همهی اعضا، صرفنظر از حوزهی فعالیتشان، بتوانند با درک مشترک از مفاهیم حرکت کنند.
نمونهای از این واژهها:
• مهرورزی: برای ما، فراتر از مهربانی فردی یا یک احساس گذراست؛ مهرورزی یک منش فعال و یک انتخاب آگاهانه در تمام تعاملات، بهویژه در روابط اقتصادی و کاری است. مهرورزی یعنی انصاف (اصل ۵.۲) در برابر کارکنان، صداقت (اصل ۵.۱) در برابر مشتری، احترام (اصل ۵.۴) به رقیب، و مراقبت (اصل ۵.۳) از سرزمینی که در آن ریشه داریم. مهرورزی، دیدن انسان در پشت هر معامله، هر قرارداد و هر خط تولید است؛ پادزهر استثمار و شیءوارگی در روابط.
• تابآوری: تابآوری در این پویش، به معنای تحمل کردن منفعلانه و عادت به رنج نیست. تابآوری، هنر آفرینشگری از دل تنگناها (اصل ۱.۱ مانیفست) است. این واژه، ظرفیت پویای یک فرد، یک کاروکسب یا یک جامعه برای جذب شوکها، سازگاری با محدودیتها و خلق راههای نو برای رشد و بقای باکیفیت است. تابآوری، یعنی ناایستادن چرخ معیشت و رونق، و بازتعریف خود در مواجهه با نظمهای در حال فروپاشی.
• آبادانی: در مرام ما، صرفاً به معنای ساختوساز فیزیکی یا رشد اقتصادی به هر قیمتی نیست. آبادانی، یک تلاش آگاهانه و مستمر برای بهبود کیفی زندگی در همهی ابعاد است. آبادانی یعنی رشد عادلانه (اصل ۷.۱) که فرصت را برای نسل بعد فراهم میکند؛ یعنی توسعه پایدار (اصل ۵.۳) که به محیط زیست احترام میگذارد؛ و یعنی خلق ارزش (اصل ۵.۵) که فراتر از سود مالی، به رفاه جمعی (اصل ۷.۳) و غنای فرهنگی میانجامد. آبادانی، تعهد ما به ساختن است، حتی در سختترین شرایط.
• خِرَد جمعی: در این پویش، حاصل همافزایی سه خرد است: خرد عملی بازار (تجربهی زیستهی کاروکسبها)، خرد نظری آکادمیک (نگاه عمیق و تحلیلی متخصصان) و خرد هویتی (ریشههای فرهنگی و تاریخی). ما باور داریم که هیچکس به تنهایی پاسخ همهی پرسشها را نمیداند. خرد جمعی، یعنی پذیرش تنوع (اصل ۳.۲)، گوش دادن فعالانه به صداهای متفاوت، و اعتماد به فرآیندی که از دل گفتوگوی این سه خرد، راهحلهایی پختهتر و پایدارتر بیرون میآید.
واژهنامه در نسخهی مکتوب و آنلاین پویش بهصورت باز و قابلبهروزرسانی نگهداری خواهد شد تا با تکامل مفاهیم، تعاریف نیز رشد کنند.
۲. الگوهای رفتاری برای الهام (Best Practices)
پویش «ایرانی» با هدف الگوسازی مثبت، بخشی از مرامنامه را به معرفی رفتارها و تجربههای الهامبخش اختصاص میدهد. در این بخش، نمونههایی از رفتارهای اخلاقی، خلاقانه و همدلانه کاروکسبها، شهروندان یا پروژههای موفق ثبت میشوند تا برای دیگران الهامبخش باشند.
نمونهها میتوانند شامل موارد زیر باشند:
کاروکسبی که با احترام به کارکنان و شفافیت در ارتباطات، وفاداری و اعتماد ایجاد کرده است.
پروژهای فرهنگی که با استفاده از نماد «ایرانی»، پیام همبستگی و احترام میان اقوام یا اصناف را تقویت کرده است.
فروشگاهی که در شرایط دشوار اقتصادی، با صداقت و انصاف نسبت به مشتریان و تأمینکنندگان رفتار کرده است.
همکاری میان برندهای مستقل که بدون رقابت ناسالم، برای حمایت از تولید ملی و اصیل همصدا شدهاند.
هدف این بخش، تعیین استاندارد نیست؛ بلکه ارائهی مصادیقی است برای چگونگی زیستن اصول در عمل.
۳. منشور ارتباطی برندها و رسانهها
برای حفظ انسجام پیام و جلوگیری از سوءبرداشتها در فضای عمومی، منشور ارتباطی بهعنوان راهنمای رسمی تعامل میان پویش، برندها و رسانهها تدوین میشود.
این منشور بر پایهی سه اصل کلیدی بنا شده است: صداقت، احترام، و شفافیت.
اصول راهبردی منشور ارتباطی:
در بیان عمومی: هر سخن، پست، یا پیام رسانهای مرتبط با پویش باید روح مانیفست را بازتاب دهد؛ یعنی پرهیز از شعارزدگی، نفرتپراکنی یا موضعگیریهای سیاسی. زبان ارتباطی باید الهامبخش، سازنده و دعوتگر باشد، نه دفاعی یا تهاجمی.
در تعامل با رسانهها: برندها و اعضای پویش در مصاحبهها یا بیانیهها، باید تأکید کنند که «ایرانی» یک جنبش فرهنگی و اجتماعی است، نه یک نهاد تجاری یا سیاسی. هرگونه معرفی باید به شفافسازی هدف اصلی پویش یعنی روایت جمعیِ ایرانی بودن در عمل کمک کند.
در همکاریهای برندها: هنگام استفاده از نماد یا نام «ایرانی»، برندها موظفاند مراقب باشند از این نشان برای تبلیغات اغراقآمیز، تخریب رقبا یا استفادهی صرفاً تجاری بهره نبرند. نماد «ایرانی» باید نشانهی اعتماد و تعهد باشد، نه ابزار رقابت بازاری.
در فضای مجازی: تعامل در شبکههای اجتماعی باید بازتابدهندهی منش انسانی پویش باشد؛ پاسخ محترمانه، گفتوگوی باز و پرهیز از واکنشهای هیجانی.
این منشور در واقع، «اخلاق ارتباط» را به اندازهی «اخلاق عمل» مهم میداند؛ زیرا در عصر روایتها، نحوهی گفتن به اندازهی آنچه گفته میشود تعیینکننده است.